پیگیری خواص مغناطیسی بهینه در فولاد سنگ بنای مهندسی برق مدرن است. از ترانسفورماتورهای عظیمی که در پستها زمزمه میکنند تا موتورهای پیچیده که وسایل نقلیه و وسایل الکتریکی را هدایت میکنند، عملکرد و کارایی این دستگاهها اساساً توسط مواد اصلی درون آنها دیکته میشود: فولاد الکتریکی. در قلب تولید فولاد الکتریکی با عیار بالا، یک فروآلیاژ بحرانی-فروسیلیکون (FeSi) قرار دارد، به ویژه گریدهایی مانندFeSi 68. این آلیاژ، که با محتوای سیلیکون تقریباً 68 درصد مشخص می شود، نه تنها یک افزودنی بلکه ابزاری دقیق برای مهندسی روح الکترومغناطیسی فولاد است. FeSi 68 که از تولیدکنندگان مختلف، از جمله تولیدکنندگان کره شمالی که تخصص متالورژی قابل توجهی را توسعه دادهاند، تامین میشود، نقش مهمی در پالایش فولاد به مادهای که قادر به هدایت شار مغناطیسی است، ایفا میکند. این مقاله به بررسی کیمیاگری متالورژی می پردازد که از طریق آنFeSi 68از جمله انواع موجود از تولیدکنندگان کره شمالی، فولاد معمولی را به یک ماده مغناطیسی-با عملکرد بالا تبدیل میکند، با تمرکز بر چهار مکانیسم کلیدی: نقش سیلیکون در کاهش تلفات جریان گردابی، تأثیر آن بر ساختار بلوری و ناهمسانگردی مغناطیسی، اهمیت حیاتی کنترل خلوص و ناخالصی، و نتیجه و بهینهسازی تلفات هسته.
نقش اساسی: سیلیکون به عنوان یک مقاومت در برابر جریان های گردابی
اصلی ترین و قابل سنجش ترین تابع سیلیکون، معرفی شده از طریقFeSi 68، افزایش چشمگیر مقاومت الکتریکی فولاد است. این اولین و حیاتی ترین مرحله در بهبود خواص مغناطیسی برای کاربردهای جریان متناوب (AC) است.
در هر ماده رسانایی که در یک میدان مغناطیسی در حال تغییر قرار میگیرد-مانند هسته لایهای یک ترانسفورماتور یا موتور-قانون القایی فارادی حکم میکند که جریانهای در گردش، که به عنوان جریانهای گردابی شناخته میشوند، القا میشوند. این جریان ها در حلقه های بسته در درون خود ماده هسته جریان دارند. طبق قانون ژول، وقتی این جریان ها با مقاومت ذاتی فولاد مواجه می شوند، انرژی را به شکل گرما تلف می کنند. این پدیده به ناماز دست دادن جریان گردابی، بیانگر تبدیل مستقیم انرژی الکتریکی یا مکانیکی مفید به انرژی حرارتی هدر رفته، کاهش کارایی دستگاه، ایجاد گرمای ناخواسته و به طور بالقوه محدود کردن توان یا طول عمر آن است.
آهن خالص در عین داشتن نفوذپذیری مغناطیسی عالی (قابلیت پشتیبانی از شار مغناطیسی)، مقاومت الکتریکی بسیار کمی دارد. این آن را به یک نامزد وحشتناک برای برنامه های AC تبدیل می کند، زیرا جریان های گردابی بیداد می کنند. ورود اتم های سیلیکون به شبکه بلوری آهن، جریان منظم الکترون ها را مختل می کند. سیلیکون که یک عنصر نیمه هادی است، ساختار نوار الکترونیکی آلیاژ را تغییر می دهد. اتم های سیلیکون به عنوان مراکز پراکنده برای الکترون های رسانا عمل می کنند و مانع حرکت آسان آنها می شوند. این افزایش مقاومت الکتریکی خطی نیست. حتی افزودن های کوچک سیلیکون باعث افزایش مقاومت قابل توجهی می شود.
FeSi 68با محتوای سیلیکون بالا و ثابت، وسیله ای قوی و کنترل شده برای دستیابی به این هدف فراهم می کند. هنگامی که به فولاد مذاب اضافه می شود، سیلیکون به طور یکنواخت در ماتریس حل می شود. برای فولادهای الکتریکی غیر جهتدار استاندارد مورد استفاده در موتورها و ژنراتورها، محتوای سیلیکون معمولاً از 0.5٪ تا 3.2٪ متغیر است. برای نمرات با راندمان بالا-که در هستههای ترانسفورماتور استفاده میشود، میتواند تا 6.5% باشد. استفاده از FeSi درجه بالا مانند انواع 68 درصد به فولادسازان این امکان را میدهد تا با دقت و کارایی به این سطوح سیلیکونی هدف برسند و از حداقل واریانس مقاومت در سرتاسر دسته تولید اطمینان حاصل کنند.
تاثیر کمی عمیق است. افزودن حدود 3 درصد سیلیکون به آهن می تواند مقاومت آن را تقریباً چهار برابر افزایش دهد. این رابطه مربعی بسیار مهم است زیرا تلفات جریان گردابی با مقاومت نسبت معکوس دارد. با چهار برابر کردن مقاومت، تلفات جریان گردابی تقریباً به یک چهارم مقدار اولیه خود کاهش می یابد، در حالی که همه چیز برابر است. به همین دلیل است که فولاد سیلیکونی که اغلب "فولاد الکتریکی" نامیده می شود، به طور جهانی در کاربردهای AC استفاده می شود. FeSi 68 از منابعی مانند تولیدکنندگان کره شمالی، زمانی که کیفیت مشخصی داشته باشد، این سیلیکون را به شکل متراکم و به آسانی قابل حل با نرخ بازیابی بالا ارائه میکند و اطمینان حاصل میکند که فرآیند متالورژی به مشخصات مقاومت طراحی شده به طور کارآمد دست مییابد. بدون این عملکرد کلیدی سیلیکون، تولید، انتقال و استفاده کارآمد از الکتریسیته جریان متناوب همانطور که می دانیم از نظر فناوری غیرممکن خواهد بود.

مهندسی ریزساختار: تأثیر بر ساختار بلوری و ناهمسانگردی مغناطیسی
فراتر از صرفاً افزایش مقاومت، سیلیکون ازFeSi 68شکل ظریف تر و پیچیده تری از مهندسی ریزساختار را انجام می دهد. این به طور اساسی نمودار فاز، ساختار کریستالی و رفتار مغناطیسی آلیاژ آهن را تغییر می دهد که به نوبه خود از دست دادن پسماند و ناهمسانگردی مغناطیسی را کنترل می کند.
الف. رشد دانه و تحرک دیوار دامنه:سیلیکون یک تثبیت کننده فریت ({0}}آهن) است. به طور قابلتوجهی محدوده دمایی را که فاز فریت مکعبی مرکزی (BCC) بدن در آن پایدار است، گسترش میدهد، و تشکیل فاز آستنیت ({4}}آهن) را متوقف میکند. این به دو دلیل بسیار مهم است. اول، عدم وجود تبدیل فاز از آستنیت به فریت در طول خنکسازی، تنشها و پیچیدگیهای تبدیل مرتبط را حذف میکند و امکان ایجاد یک ریزساختار فریتی تمیز و یکنواخت را فراهم میکند. دوم، و مهمتر از آن، این ساختار فریتی پایدار اجازه رشد دانههای بسیار بزرگ و هم محور را در طی-بازپخت در دمای بالا-فرآیندی که به عنوان تبلور مجدد ثانویه برای فولاد گرا{10}}دانه شناخته میشود، میدهد.
خواص مغناطیسی، به ویژه اجبار (نیروی مورد نیاز برای مغناطیس زدایی ماده) و از دست دادن پسماند (انرژی از دست رفته به دلیل تاخیر مغناطیسی در پشت نیروی مغناطیسی)، به شدت با اندازه دانه و حرکت دیواره های حوزه مغناطیسی مرتبط است. در یک ماده مغناطیسی، مغناطش یکنواخت نیست، بلکه به مناطقی به نام دامنه تقسیم می شود که هر کدام در جهت متفاوتی مغناطیسی می شوند. به مرزهای بین این دامنه ها دیوارهای دامنه می گویند. هنگامی که یک میدان مغناطیسی خارجی اعمال میشود، این دیوارها حرکت میکنند و باعث میشوند دامنههای همسو با میدان به هزینه دیگران رشد کنند. این حرکت کاملاً آزاد نیست. نقص های ریزساختاری مانند مرز دانه ها، جابجایی ها و ناخالصی ها مانع آن می شود.
دانههای درشت که توسط فریت تثبیتشده سیلیکونی- پرورش مییابند، به معنای مرز دانههای کمتر در واحد حجم است. از آنجایی که مرزهای دانه، محل های پینینگ قوی برای دیوارهای دامنه هستند، کاهش آنها مقاومت ذاتی در برابر حرکت دیوار را کاهش می دهد. این به طور مستقیم به یک نیروی اجباری کمتر و یک حلقه هیسترزیس باریک تر ترجمه می شود. ناحیه داخل حلقه هیسترزیس نشان دهنده این استاز دست دادن هیسترزیس، هر بار که میدان مغناطیسی AC چرخه می زند، انرژی به صورت گرما تلف می شود. بنابراین، با ترویج رشد دانه بزرگ، سیلیکون FeSi 68 به طور مستقیم تلفات هیسترزیس را کاهش می دهد، که جزء اصلی از دست دادن کل هسته است، به ویژه در فرکانس های پایین تر.
ب. القاء ناهمسانگردی مغناطیسی (برای دانه-فولاد گرا):اینجاست که نقش سیلیکون برای برنامههای کاربردی{0}بالا واقعاً دگرگونکننده میشود. در فولاد الکتریکی غیر جهتدار استاندارد، کریستالها (دانهها) بهطور تصادفی جهتگیری میکنند. با این حال، برای کارآمدترین هستههای ترانسفورماتور، از نوع خاصی به نام فولاد الکتریکی گرین{4} (GOES) استفاده میشود. GOES دارای یک "بافت Goss" برجسته است، که در آن محور آسان مغناطیسی (the<001>جهت کریستال در آهن BCC) به موازات جهت نورد ورق تراز شده است.
توسعه این بافت تیز استفعال شدتوسط سیلیکون وجود سیلیکون، همراه با یک بازدارنده خاص مانند سولفید منگنز یا نیترید آلومینیوم، فرآیند تبلور مجدد ثانویه کنترل شده را امکان پذیر می کند. در طول بازپخت با دمای بالا، فقط جمعیت کوچکی از دانهها با جهتگیری Goss مورد نظر ({110}<001>) قادر به رشد غیرعادی بزرگ هستند و تمام دانه های دیگر را که به طور تصادفی جهت دار هستند مصرف می کنند. سیلیکون موجود در محلول جامد نقش مهمی در تثبیت ریزساختار و برهمکنش با بازدارندهها برای ایجاد این رشد انتخابی دارد.
نتیجه ماده ای است که خواص مغناطیسی آن بسیار ناهمسانگرد است. در امتداد جهت غلتش (محور آسان)، نفوذپذیری مغناطیسی بسیار زیاد است و تلفات هسته به طور استثنایی کم است. این اجازه می دهد تا هسته های ترانسفورماتور با مسیر شار مغناطیسی که به دقت با این جهت هماهنگ شده طراحی شوند و کارایی را به حداکثر برسانند. FeSi 68 با ارائه یک منبع ثابت{4} خلوص بالا از سیلیکون، برای دستیابی به ترکیب شیمیایی دقیق مورد نیاز برای کنترل این پردازش پیچیده ترمومکانیکی و تحقق بافت مغناطیسی مطلوب ضروری است. FeSi{6}}تولید شده در کره شمالی، در صورت رعایت مشخصات سختگیرانه برای عناصر کمیاب که میتوانند با بازدارندهها تداخل داشته باشند، میتواند یک ماده خام قابل دوام برای این کاربرد سخت باشد.
اهمیت درجه اول خلوص و کنترل ناخالصی
مزایای سیلیکون کاملا مشروط بهخلوصحامل آن،FeSi 68. ناخالصی های موجود در فروآلیاژ می توانند اثرات فاجعه باری بر خواص مغناطیسی داشته باشند و اغلب اثرات مثبت خود سیلیکون را نفی می کنند. به همین دلیل است که برگه مشخصات FeSi در نظر گرفته شده برای تولید فولاد الکتریکی بسیار دقیق تر از گریدهای استاندارد فولادسازی است.
عناصر کلیدی مضر و اثرات آنها:
آلومینیوم (Al):آلومینیوم یک عنصر همراه مشترک در بسیاری از فرآیندهای تولید FeSi است. در حالی که مقاومت را نیز افزایش می دهد، یک ماده تشکیل دهنده نیترید قوی است. آلومینیوم بیش از حد می تواند منجر به تشکیل نیترید آلومینیوم درشت (AlN) در طول انجماد یا بازپخت شود. این اجزاء در سنجاق کردن مرزهای دانه و دیوارهای دامنه بسیار مؤثر هستند. آنها می توانند رشد دانه های بزرگ را در طول بازپخت مهار کنند (تخریب بافت در GOES) و به شدت مانع حرکت دیواره دامنه می شوند و به طور چشمگیری از دست دادن پسماند و اجبار را افزایش می دهند. بنابراین، FeSi "کم-Al" (اغلب با Al <1.0٪ یا حتی <0.5٪) یک محصول ممتاز برای فولاد الکتریکی درجه بالا ضروری است. تولیدکنندگانی که بر کیفیت تاکید میکنند، از جمله برخی در کره شمالی برای درجههای صادراتی خاص، سطوح آلومینیوم را به شدت کنترل میکنند تا این تقاضا را برآورده کنند.
کلسیم (Ca) و منیزیم (Mg):این فلزات قلیایی خاکی اکسید کننده قوی هستند اما می توانند ترکیبات اکسیدی و سولفیدی پیچیده ای را تشکیل دهند (به عنوان مثال، CaO·Al2O3، CaS). این آخال ها در دماهای بالا پایدار هستند و به عنوان مکان های ثابت در درون دانه ها عمل می کنند، مانع حرکت دیواره دامنه و نرمی مغناطیسی می شوند.
تیتانیوم (Ti)، زیرکونیوم (Zr)، وانادیوم (V)، نیوبیم (Nb):اینها سازنده کاربید و نیترید قوی هستند. حتی در مقادیر کمی (اغلب بر حسب قسمت در میلیون مشخص می شود)، آنها می توانند به صورت ذرات ریز و سخت رسوب کنند (مانند TiC، TiN، NbC). این رسوبات از جمله مضرترین ها برای خواص مغناطیسی هستند زیرا به دلیل هماهنگی با ماتریس آهن در سنجاق کردن دیواره های دامنه بسیار موثر هستند. آنها یک نیروی کشش قوی ایجاد می کنند، حلقه هیسترزیس را گسترش می دهند و از دست دادن هسته را افزایش می دهند، به ویژه در سطوح القایی بالاتر.
کربن (C) و نیتروژن (N):عناصر بینابینی مانند کربن و نیتروژن عوامل پیری مغناطیسی هستند. آنها می توانند در ماتریس فریت حل شوند و در طول زمان، در دمای کارکرد، به صورت کاربیدها یا نیتریدهای ریز رسوب کنند (مانند Fe3C، ε{3}}کاربید). این فرآیند پیری باعث افزایش تدریجی از دست دادن هسته و اجبار در طول عمر دستگاه الکتریکی می شود و کارایی بلند مدت آن را کاهش می دهد. فولادسازان از فرآیندهای آنیل کردن کربن زدایی و نیتریت زدایی برای حذف این عناصر تا سطوحی که اغلب کمتر از 30 پی پی ام هستند استفاده می کنند. معرفی آنها از طریق خوراک FeSi کثیف این مرحله تصفیه نهایی را دشوارتر و پرهزینه تر می کند.
فسفر (P) و گوگرد (S):فسفر می تواند مقاومت را افزایش دهد اما همچنین فولاد را شکننده می کند. اثرات آن بر خواص مغناطیسی پیچیده و وابسته به غلظت-است. گوگرد در درجه اول سولفیدها را تشکیل می دهد (MnS که به عنوان یک بازدارنده در GOES نیز استفاده می شود، اما باید دقیقاً کنترل شود). گوگرد کنترل نشده منجر به ترکیبات سولفید ناخواسته می شود که به خواص مغناطیسی آسیب می رساند.
بنابراین، ارزش aFeSi 68منبع فقط در محتوای سیلیکون بالا نیست، بلکه در آن استسطوح کم و حداکثر تضمین شده این عناصر کم مصرف مضر. تامینکنندهای که FeSi را با سطوح پایین گواهی شده و ثابت از Al، Ti، Ca و سایر باقیماندهها ارائه میکند، ارزش فوقالعادهای را به یک فولادساز برقی ارائه میکند. این یکپارچگی فرآیند تولید پیچیده آنها را تضمین می کند، از عملکرد مغناطیسی محصول نهایی محافظت می کند و خطر خرابی دسته ای را کاهش می دهد. توانایی متالورژیکی برای تولید چنین FeSi "تمیز" نشانه ای از مهارت فنی در تولید فروآلیاژ است.

نتیجه سنتز شده: بهینه سازی از دست دادن هسته و نفوذپذیری
اثرات ترکیبی سه نقطه اول در معیارهای عملکرد نهایی برای فولاد الکتریکی به اوج خود می رسد:از دست دادن هسته (P15/50 یا P17/50، اندازه گیری شده بر حسب W/kg)ونفوذپذیری (μ، اغلب در شدت میدان خاص اندازه گیری می شود). اینها ارقام شایستگی است که مهندسان هنگام طراحی ماشین های الکتریکی مشخص می کنند.
از دست دادن هسته (از دست دادن کل آهن):این مجموع تلفات هیسترزیس و تلفات جریان گردابی (با یک جزء جزئی از تلفات غیرعادی) است.
کاهش تلفات هیسترزیس:از طریق سیلیکون{0}}ساختار دانه درشت و کمترین سنجاق ناخالصی را ارتقا داد (نقاط 2 و 3). یک ماده دانهدار تمیز- دارای اجبار کم (Hc) است که منجر به یک حلقه پسماند باریک میشود و از دست دادن پسماند در هر چرخه به حداقل میرسد.
کاهش تلفات جریان گردابی:از طریق مقاومت بالا ناشی از سیلیکون- (نقطه 1). این جزء تلفات با مجذور فرکانس، مربع ضخامت ورق و مربع القاء متناسب و با مقاومت مقاومتی نسبت معکوس دارد.
کیفیت-بالاFeSi 68به طور مستقیم به به حداقل رساندن هر دو مؤلفه کمک می کند. با قادر ساختن فولادساز برای دستیابی به محتوای سیلیکون مورد نظر به طور دقیق و با ناخالصی های کم، امکان ایجاد ماده ای را فراهم می کند که کل تلفات هسته آن در فرکانس های کاری (50 یا 60 هرتز) و سطوح القایی استاندارد (1.5 یا 1.7 تسلا) به حداقل برسد. تلفات هسته کمتر به معنای موتور یا ترانسفورماتور خنک تر و کارآمدتر است. برای یک ترانسفورماتور قدرت بزرگ، کاهش حتی 0.1 W/kg در تلفات هسته می تواند به ده ها هزار دلار در هزینه انرژی صرفه جویی در طول عمر 30 ساله آن تبدیل شود و ممکن است طراحی فشرده تری را فراهم کند.
نفوذپذیری:این اندازه گیری می کند که چگونه مواد می توانند به راحتی مغناطیسی شوند. نفوذپذیری بالا مطلوب است زیرا به این معنی است که برای ایجاد شار مغناطیسی مورد نیاز در یک هسته، جریان مغناطیسی کمتری (یا آمپر{1}}چرخش) مورد نیاز است.
نفوذپذیری اولیه و حداکثر:از طریق همان ویژگیهای ریزساختاری که تلفات هیسترزیس را کاهش میدهد: دانههای بزرگ و معیوب- ضعیف و ماتریس تمیز و عاری از ناخالصیهای سنجاقی به دست میآیند. حرکت آسان دیوارهای دامنه در پاسخ به یک میدان کوچک اعمال شده منجر به نفوذپذیری بالا می شود. در فولاد گرا{3}}دانه، نفوذپذیری در امتداد جهت غلتش میتواند مرتبهای بزرگتر از درجات غیر جهتدار باشد، این کار با بافت فعال شده سیلیکونی امکانپذیر است.
در خاتمه،FeSi 68بسیار بیشتر از یک افزودنی آلیاژی ساده است. این یک عامل متالورژیکی پیچیده است که در صورت خلوص و قوام بالا، به فولادسازان اجازه می دهد تا شخصیت الکترومغناطیسی فولاد را بسازند. از افزایش اساسی مقاومت الکتریکی گرفته تا مهندسی ظریف بافت کریستالی و حذف بی رحمانه سموم مغناطیسی، هر کیلوگرم FeSi 68 با کیفیت به طور مستقیم به کارایی، عملکرد و قابلیت اطمینان زیرساخت های الکتریکی جهانی کمک می کند. درک این زنجیره اثرات-از شیمی فروآلیاژ گرفته تا عملکرد یک ترانسفورماتور مقیاس مگاوات-ترانسفورماتور مقیاس-بر نقش حیاتی و در عین حال اغلب نادیده گرفته شده مواد خام تخصصی مانند FeSi در ایجاد پیشرفت فناوری و پایداری انرژی تأکید می کند.
